جول
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جول . [ ج َ ] (ع مص ) طواف کردن . (ذیل اقرب الموارد). گشتن . (تاج المصادر بیهقی ). گرد برآمدن . (منتهی الارب ). جولان و جولة.(اقرب الموارد) (منتهی الارب ). رجوع به آن دو شود.
جول . [ ج َ ] (ع اِ) لشکر بزرگ . ◄ رمه ٔ گوسپندان بسیار. ◄ گروه شتران . (منتهی الارب ). ◄ گروه اسبان یا سی اسب یا چهل اسب یا شتران نجیب . (منتهی الارب ). ◄ بز کوهی کلان سال . (منتهی الارب ) (ذیل اقرب الموارد). ◄ نوعی از درخت و کوه . (منتهی الارب ). درختی است معروف . (ذیل اقرب الموارد). ج، اجوال . (ذیل اقرب الموارد از لسان ). ◄ گرد و غبار و خاک، و گاه مضموم شود. (منتهی الارب ) (ذیل اقرب الموارد). ◄ ریسمان و گاه افسار. (ذیل اقرب الموارد).
جول . (ع مص ) گرد برآمدن . جَوْلة و جؤل . جَوَلان . (منتهی الارب ).