جوشیده مغز
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(دِ. مَ) (ص مر.)<BR>۱- خشمناک.<BR>۲- هوشیار.<br>
فرهنگ فارسی معین
(دِ. مَ) (ص مر.) ۱- خشمناک. ۲- هوشیار.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جوشیده مغز. [ دَ / دِ م َ ] (ص مرکب ) کنایه از مردم خشمناک و غضب آلود. (برهان ) : جهاندار دارای جوشیده مغز نشد نرم دل زآن سخنهای نغز. نظامی . ◄ مردم هشیار. (برهان ) (آنندراج ). تندذهن .