جوشک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جوشک . [ ] (اِخ ) (چشمه ٔ...) از حومه ٔ شیراز دو فرسخ میانه ٔ شمال و مغرب شهر شیراز است . بساتین مسجد بردی و زراعتهای حوالی شهر از این چشمه سیراب میشود. (فارسنامه ٔ ناصری ).
جوشک . [ ش َ ] (اِ) کوزه ٔ لوله دار. (برهان ). رجوع به ماده ٔ قبل شود.
جوشک . [ ج َ / جُو ش َ] (اِ) کوزه ای باشد لوله دار که آنرا بعربی بلبله گویند، و بضم اول بر وزن کوچک هم آمده است . (برهان ).