جوش و خروش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جوش و خروش . [ ش ُ خ ُ ] (ترکیب عطفی، اِمرکب ) داد و فریاد و هیاهو برای پیشرفت امری . ◄ غلیان و صدایی که از آن برخیزد : خمها همه در جوش و خروشند ز مستی وآن می که در آنجاست حقیقت نه مجاز است . حافظ.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی