جوزق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جوزق . [ ج َ / جو زَ ] (معرب، اِ) جوزق پنبه ؛ معرب کوزه ٔ پنبه، غلاف پنبه که هنوزپنبه از آن برنیاورده باشند. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). غوزه ٔ پنبه قبل از شکفتن . معرب گوزه . (غیاث )(آنندراج ). کولک . (ملخص اللغات حسن خطیب کرمانی ).
جوزق . [ ج َ زَ ] (اِخ ) از نواحی نیشابور است . گروهی از محدثان بدان منسوب و به جوزقی معروفند. رجوع به معجم البلدان شود.