جوری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جوری . (حامص ) توافق وهم آهنگی . مقابل ناجوری . رجوع به جور و ناجور شود.
جوری . (اِخ ) دهی از دهستان دیزجرود بخش عجب شیر شهرستان مراغه . این ده در دره واقع شده و کوهستانی است . سکنه ٔ آن ٤٢٣ تن است . آب از چشمه سارها. محصول عمده ٔ آنجا غلات .شغل اهالی زراعت . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).
جوری . (اِخ ) دهی از دهستان دربقاضی بخش حومه ٔ شهرستان نیشابور. این ده در جلگه قرار گرفته و معتدل است . جمعیت آن ١٧٨ تن . آب آن از قنات و محصول آنجا غلات است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).