جور کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(کَ دَ) (مص م.) یکسان کردن، یکنواخت گردانیدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(کَ دَ) (مص م.) یکسان کردن، یکنواخت گردانیدن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جور کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) هر چیزی را جای مناسب خود قرار دادن . هر چیز را نزد متناسب خود جای دادن : جور کردن اجناس و امتعه ؛ کالاها و جنس های لازم و مناسب و هر چیز که مشتری خواهد را فراهم آوردن . ◄ یک دست کردن . جدا کردن انواع به دسته ها. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). رجوع به جور شود.