جوخی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جوخی . [ ج َ خا ] (ع اِ) اسم است برای اِماء. (ذیل اقرب الموارد از تاج العروس ). اسم است برای داهان . (منتهی الارب ).
جوخی . [ ج َ خا ] (اِخ ) موضعی است نزدیک زبالة، و گاه «جوخاء» با مدّ آید. (منتهی الارب ) (مراصد).
جوخی . [ ج َ خا ] (اِخ ) (یوم ...) جنگی است معروف در عصر اسلام . (مجمع الامثال میدانی ).