جوجه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جوجه . [ جو ج َ / ج ِ ] (اِ) بر وزن و معنی جوژه است که بچه ٔ ماکیان باشد. (برهان ). ♦ مثل جوجه . ♦ امثال : جوجه را آخر پائیز می شمارند . همیشه جوجه زیر سبد نمی ماند. رجوع به جوژه و چوژه شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جوجه . [ جو ج َ / ج ِ ] (اِ) بر وزن و معنی جوژه است که بچه ٔ ماکیان باشد. (برهان ). ♦ مثل جوجه . ♦ امثال : جوجه را آخر پائیز می شمارند . همیشه جوجه زیر سبد نمی ماند. رجوع به جوژه و چوژه شود.