جوجن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جوجن . [ جو ج ِ ] (هزوارش، اِ) بلغت زند و پازند بمعنی درم باشد که چهل وهشت حبه [ چک : ٨٤ حبه ] است . (برهان ). رجوع به جوجر شود.
جوجن . [ جو ج َ ] (هندی، اِ) بلغت هندی یک فرسخ و ثلث فرسخی باشد که چهار گروه است . (برهان ). فلیعلم ان [ لهم للهنود ] فی المسافات مقداراً یسمی جوژن و یشتمل علی ثمانیة امیال فهو اذن اثنان و ثلثون الف ذراع . (حاشیه ٔ برهان چ معین از التفهیم ص ١٦٠ متن و حاشیه و تحقیق ماللهند).