فرهنگ لغت

جواسق

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

جواسق . [ ج َ س ِ ] (معرب، اِ) ج ِ جوسق، معرب کوشک . (اقرب الموارد). کوشکها. قصرها. کاخها. (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به جوسق و جواسیق شود.

معنی جواسق | فرهنگ لغت