جوابگو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جوابگو. [ ج َ ] (نف مرکب ) جوابگوی . جواب گوینده . آنکه جواب دهد. پاسخ دهنده . ◄ آنکه یا آنچه مقابله ٔ با امری کند: جواب گوی این اولتیماتوم، توپ است . (از فرهنگ فارسی معین ). ◄ مسئول و جواب دهنده ٔ نتایج عملی .