فرهنگ لغت

جوآب

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

جوآب . [ ج َ /جُو ] (اِ مرکب ) (از: جو + آب ) آبی که جو در آن جوشانیده به بیماران دهند، و آنرا آش جو نیز گویند. (غیاث ) (آنندراج ). ◄ ماءالشعیر : حاجت به جوآب است و جوم نیست ولیکن دل هست بنفشه صفت و اشک چو عناب . خاقانی .

معنی جوآب | فرهنگ لغت