جهت
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(جِ هَ) [ ع. جهة ] (اِ.)۱ - سوی، طرف.<BR>۲- در علم جغرافی هر یک از جهات اربعه.<BR>۳- روی.<BR>۴- ناحیه. ج. جهات.<br>
فرهنگ فارسی معین
(جِ هَ) [ ع. جهه ] (اِ.)۱ - سوی، طرف. ۲- در علم جغرافی هر یک از جهات اربعه. ۳- روی. ۴- ناحیه. ج. جهات.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جهت . [ ج َ هََ ] (ع اِ) رجوع به جهة شود.
مترادف و متضاد واژهدان
جانب، سمت، سو، طرف، کرانه بابت، جنبه، حیث انگیزه، دلیل، سبب، علت
فرهنگ طیفی واژهدان
طرف، سمت، سو، روند، راستا، جهت بردار، طرف، جانب، میل، مسیر، شعاع، راه، پی، نشانه، هدف، مقصد کعبه آمال سمتگیری، تغییر مسیر یا جهت، انحراف
واژگان فارسی سره واژهدان
سوی، سو، سمت، ری، روی، رو، راستا، بدین رو، ازاینروی