جنش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جنش . [ ج َ ] (ع ص، اِ) جای نزدیک . (منتهی الارب ) (ذیل اقرب الموارد): مکان جنش . (ذیل اقرب الموارد) (از آنندراج ). ◄ پیش صبح یا آخر سحر. (منتهی الارب ) (ذیل اقرب الموارد). صغانی آنرا جَنَش ضبط کند. (ذیل اقرب الموارد). ◄ آرزو. (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ ترس . (منتهی الارب ) (ذیل اقرب الموارد). ◄ کشیدن تمام آب چاه . (منتهی الارب ) (ذیل اقرب الموارد) (آنندراج ). ◄ پیش آمدن گروهی سوی گروهی . (منتهی الارب ) (ذیل اقرب الموارد). ◄ سطبر شدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ قحطناک شدن .(منتهی الارب ) (ذیل اقرب الموارد). ◄ آرزومند گردیدن . (منتهی الارب ). ◄ شوریدن دل برای مردن . (منتهی الارب ) (ذیل اقرب الموارد). ◄ ترسیدن . (منتهی الارب ) (ذیل اقرب الموارد). ◄ جستن و وثوب . (ذیل اقرب الموارد از تاج العروس ). ◄ (اِمص ) سطبری . (منتهی الارب ).
جنش . [ ج ِن ْ ن ِ ] (اِخ ) شهری است ساحلی در جزیره ٔ سیسیل (صقلیه ). (معجم البلدان ) (مراصد).