جند
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جند. [ ج َ ] (پسوند) مزید مؤخر امکنه : بیرجند. جرجند. خجند.
جند. [ ج َ ن َ ] (ع اِ) زمین درشت . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). زمین درشت که در آن سنگ سفید بود. (مهذب الاسماء). ◄ سنگریزه ها مشابه گل . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).
جند. [ ج ُ ] (ع اِ) لشکر. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (دهّار). عسکر. جیش . سپاه . ◄ حشم . (منتهی الارب ). اعوان . (اقرب الموارد). انصار. ◄ شهر. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). اجناد شام، دمشق، حمص، قنسرین، اردن و فلسطین است که بهر یک جند گویند. ◄ هر نوع از انواع مخلوقات . ج، جنود، اجناد. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).