جنده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جنده . [ ج ِ دَ / دِ ] (ص ) زن بدعمل . بدکاره . زن تباه کار که شغلش تبهکاریست . فاحشه . روسبی . قحبه . غر. در وجه تسمیه ٔ این کلمه حدسهای مختلف زده اند. (از فرهنگ فارسی معین ). ◄ در تداول مردم قزوین، صورتی از ژنده، یعنی کهنه یعنی پارچه از جامه ٔ کهن . (یادداشت مؤلف ). ♦ جنده باز ؛ که بدنبال زنان بدکار رود تا کام برگیرد. ♦ جنده بازی ؛ عمل جنده باز. ♦ جنده خانه ؛ فاحشه خانه . جایی برای جندگان .