فرهنگ لغت

جنباد

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

جنباد. [ جُم ْ ] (اِخ ) دهی از دهستان شهاباد بخش حومه ٔ شهرستان بیرجند واقع در ٢٠هزارگزی جنوب خاوری بیرجند و در دامنه و هوای آن معتدل است . سکنه ٔ آن ١٣٠ تن . آب آن از قنات و محصول آن غلات، میوه جات و عتاب و شغل اهالی زراعت است . کلاته های میرزامحمد، حمید، برات علی و آبادی حاجی محمدقلی جزء این ده است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩). و رجوع به مرآت البلدان ج ٤ ص ٢٦٨ شود.

معنی جنباد | فرهنگ لغت