فرهنگ لغت

جنب و جوش

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

جنب و جوش . [ جُم ْ ب ُ ] (اِ مرکب ) فعالیت بسیار. هیجان . حرکت فراوان . و با آمدن و افتادن صرف شود، گویند: بجنب و جوش آمد، به جنب و جوش افتاد.

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی جنب و جوش | فرهنگ لغت