جموم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جموم . [ ج َ ] (ع ص، اِ)چاه بسیارآب . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). گویند: بئر جموم . (اقرب الموارد). ◄ اسب که هر زمان رفتار دیگر آرد. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).
جموم . [ ج ُ ] (ع اِ) ج ِ جَم ّ. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). رجوع به جَم ّ شود.
جموم . [ ج ُ ] (ع مص ) بسیار شدن آب چاه و گرد آمدن . ◄ بازآمدن آب چاه وقت کشیدن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ◄ نزدیک شدن کار. (منتهی الارب ). ◄ بسیارگوشت شدن و فربه شدن . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ).