جمة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جمة. [ ج ُم ْ م َ ] (ع اِ) تمامی موی سر و انبوهی آن . (منتهی الارب ). مجتمع موی سر و آن بیشتر از وفرة است، گویند: حلق جمته . ج، جُمَم . (اقرب الموارد). ◄ موی فرود بناگوش . (منتهی الارب ). ♦ جمةالظهیرة ؛ معظم گرمگاه . (از اقرب الموارد). ♦ جمةالماء ؛ معظم آب . (از اقرب الموارد). رجوع به ماده ٔ قبل شود.
جمة. [ ج َم ْ م َ ] (ع ص، اِ) چاه بسیارآب . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ◄ مجتمع آب چاه . (اقرب الموارد). ◄ جماعتی انبوه از مردمان که دیت خواهند. (منتهی الارب ): جاؤوا فی جمة عظیمة؛ یعنی در جماعت بسیار که دیت خواهند. (اقرب الموارد). ♦ جمةالسفینة ؛ جایی از کشتی که آب تراویده ٔ درزها در آن جمع شود. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ♦ جمةالظهیره ؛ معظم گرمگاه . (منتهی الارب ). ♦ جمةالماء ؛ جای ژرف از آب . (منتهی الارب ). رجوع به جَم ّ شود.