جمان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جمان . [ ج َم ْ ما ] (ع اِ) پیمانه ٔ سر بر آورده بعد پری . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). رجوع به جمام شود.
جمان . [ ج ُ ] (ع اِ) مروارید. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). لؤلؤ. (اقرب الموارد). ◄ غوره ٔ نقره . (منتهی الارب ) ◄ نوعی از جمیل زنان و آن از رشته های چرم بافند و در آن مهره های گوناگون تعبیه کنند یا مهره ٔ ملمعکرده شده بنقره . (منتهی الارب ) (ذیل اقرب الموارد).
جمان . [ ج ُ ] (اِخ ) نام کوهی است . (منتهی الارب ). ◄ نام شتر عجاج . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ).