جلیعه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جلیعه . [ ج َ ع َ ] (اِخ ) دهی از دهستان بلوک شرقی بخش مرکزی شهرستان دزفول واقع در ٢٠هزارگزی جنوب خاوری دزفول و ٢٠هزارگزی جنوب راه شوش به دزفول موقع جغرافیایی آن دشت و هوای آن گرمسیری مالاریائی است . سکنه ٔ آن ٢٠٠ تن . آب آنجا از رودخانه ٔ دز و محصول آن غلات، برنج، و کنجدو شغل اهالی زراعت است . راه مالرو دارد. ساکنین از طایفه ٔ لر هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٦).
جلیعه . [ ج َ ع َ ] (اِخ ) دهی از دهستان باوی (بلوک عمید) بخش مرکزی شهرستان اهواز واقع در ٤٣هزارگزی شمال خاوری اهواز و ٥هزارگزی باختر راه شوسه ٔ مسجدسلیمان باهواز. موقع جغرافیایی آن دشت و هوای آن گرمسیری است . سکنه ٔ آن ١٥٠تن . آب آن از رودخانه ٔ کارون و محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و گله داری است . راه در تابستان اتومبیل رو است . ساکنین از طایفه ٔ حمید هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران جلد ٦).