جلودار
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(جُ لُ) [ تر - فا. ] (ص فا. اِمر.)<BR>۱- کسی که زمام اسب ارباب خود را در دست گرفته راه برد.<BR>۲- طلایه، پیش قراول. ؛ ~ کسی بودن توان مبارزه با آن کس را داشتن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(جُ لُ) [ تر - فا. ] (ص فا. اِمر.) ۱- کسی که زمام اسب ارباب خود را در دست گرفته راه برد. ۲- طلایه، پیش قراول. ؛ ~ کسی بودن توان مبارزه با آن کس را داشتن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جلودار. [ ج ِ ل َ ] (نف مرکب ) نوکری که عنان اسب و غیره را گرفته مقدم آن میرود. ◄ کسی که چندین اسب و قاطر بارکش دارد و بکرایه میدهد و چاروادارها زیر دست دارد. (فرهنگ نظام ). رجوع به جلو شود.
مترادف و متضاد واژهدان
مهاردار پیشقراول، طلایه
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی