جلاهق
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(جَ هِ) [ معر. ] (اِ.)<BR>۱- کمان گروهه.<BR>۲- مهره و گلولة گلی که با کمان گروهه پرتاب کنند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(جَ هِ) [ معر. ] (اِ.) ۱- کمان گروهه. ۲- مهره و گلوله گلی که با کمان گروهه پرتاب کنند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جلاهق . [ ج ُ هَِ ] (معرب، اِ) کمان گروهه . (منتهی الارب ). بندق . (اقرب الموارد). ◄ کمان . (ازاقرب الموارد). ◄ بافنده . (ناظم الاطباء).حائک . ◄ کلافه ٔ ریسمان . (ناظم الاطباء).