جفیر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جفیر. [ ج َ ] (ع اِ) تیردان بزرگ . (مهذب الاسماء). ترکش . جعیبه . کیش .یا تیردان چرمین که چوب در آن نباشد. تیردان چوبین که چرم در آن نباشد. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ).
جفیر. [ ج َ ] (اِخ ) موضعی است به ناحیه ٔ ضریه . (منتهی الارب ). موضعی است . حجرالملک در این شعر خود: لمن النار أوقدت بجفیر لم ینم عنک مصطل مقرور. از آن یاد کند. (از معجم البلدان ).
جفیر. [ ج ُ ف َ] (اِخ ) مصغر جَفر، قریه ای است در بحرین از آن بنی عامربن عبدالقیس . (از معجم البلدان ) (مراصد الاطلاع ).