جفور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جفور. [ج ُ ] (ع مص ) سست شدن فحل از گشنی . (تاج المصادر بیهقی ). سست شدن فحل از گشنی کردن . (زوزنی ). بازماندن فحل از گشنی به جهت بسیاری ضراب . (از ذیل اقرب الموارد) (منتهی الارب ). ◄ باز ماندن مرد از جماع . (از ذیل اقرب الموارد). ◄ چهارماهه شدن و از شیر بازماندن بزغاله . ◄ فراخ شدن تهیگاه بزغاله . ◄ فراخ شدن هر دو پهلوی کسی . ◄ به شدن از بیماری . (منتهی الارب ).