جفتگیری
/vâže/
لغتنامه دهخدا
کردن (جُ. کَ دَ) (مص ل.) آمیزش، جماع کردن حیوانات.<br>
فرهنگ فارسی معین
کردن (جُ. کَ دَ) (مص ل.) آمیزش، جماع کردن حیوانات.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جفت گیری . [ ج ُ ] (حامص مرکب ) دو چیز را به هم جفت کردن . (نظام ). دو چیز را نیک بهم پیوستن . ◄ حالت جستن نر بر ماده . جفت گرفتن نر ماده را. فراهم آمدن و جماع کردن نر با ماده . گشن گیری . اندماج . ◄ نر و ماده را به یکدیگر نزدیک کردن به قصد نتاج و باروری .
مترادف و متضاد واژهدان
بارورسازی، گشن، لقاح جماع، لقاح، مباشرت، مقاربت
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی