جفار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جفار. [ ج ِ ] (ع اِ) ج ِ جَفر و جُفرَة. رجوع به این دو کلمه شود.
جفار. [ ج َ ] (اِخ ) قصبه ای است از دهستان ام الفخر بخش شادگان شهرستان خرمشهر. واقع در ١٣هزارگزی شمال خاوری شادگان . کنار راه اتومبیل رو اهواز به شادگان . دشت و گرمسیر است و سکنه ٔ آن ٢٢٣٩ تن است . آب آن از رودخانه ٔ جراحی و محصول آن غلات و خرما و شغل اهالی زراعت و تربیت نخل و حشم داری و صنایع دستی عبا و حصیر بافی است . در تابستان راه آن اتومبیلرو است . ساکنین این قصبه از طایفه ٔ مقدم هستند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٦).
جفار. [ ج ِ ] (اِخ ) آبی است مر بنی تمیم را که ضبه آنرا ادعا میکند. (معجم البلدان ) : و هم وردوا الجفار علی تمیم و هم اصحاب یوم عکاظ انی ...شهدت لهم مواطن صالحات تنبیهم بود الصدر منی . نابغه ٔ ذبیانی (از عقد الفرید ج ٦ ص ١٣٣).