جفا کار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جفا کار. [ ج َ ] (ص مرکب ) که جفا پیشه دارد. که عمل او جفاست . جفاکاره . جفاپیشه . جفاکیش . جفاجوی . ستمگر.بیدادگر. که کار او جور و جفاست . جافی : بر وفای وعده ٔ نیک و جزای خیر کرد بر وفاداران بشیری بر جفاکاران نذیر. سوزنی . الا گر جفاکاری اندیشه کن وفا پیش گیر و کرم پیشه کن . سعدی . دگر به یار جفاکار دل مده سعدی نمیدهیم و بشوخی همی برند از پیش . سعدی . خیلتاشان جفاکار و محبان ملول خیمه را همچو دل از صحبت ما برکندند. سعدی .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی