جغله
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جغله . [ ج ِ ل َ / ل ِ ج ِ غ ِ ل َ / ل ِ ] (ص، اِ) پسر ساده روی که هنوز خطش نرسته باشد. از اهل زبان به تحقیق پیوسته . میرنجات گوید: ای جغله سر ترا بنازم بند کمر ترا بنازم . (آنندراج ). در لغات ترکی امرد رقاص را گویند. (غیاث ) (آنندراج ). در تداول عوام : بچه ٔ خرد به سن و قد. خردی، کوچکی غیر قابل اعتناء. کوچک بسال (بصورت تحقیر). سخت خرد در سن و جثه . کودک کوچک اندام و کم سن .