جغدوار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جغدوار. [ ج ُ ] (ص مرکب ) مانندجغد. بسان جغد. دارای خوی و رفتار جغد : خراب عالم و ما جغدوار و این نه عجب عجب از آن که نمانند جغد را به خراب . سوزنی . رجوع به جغد شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جغدوار. [ ج ُ ] (ص مرکب ) مانندجغد. بسان جغد. دارای خوی و رفتار جغد : خراب عالم و ما جغدوار و این نه عجب عجب از آن که نمانند جغد را به خراب . سوزنی . رجوع به جغد شود.