جعیفران
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جعیفران . [ ج ُ ع َ ف َ ] (اِخ ) ابن علی بن اصفربن السری بن عبدالرحمان الانباری ملقب به موسوس . زادگاهش بغداد و مسکنش سامرا بود. وی به سبب محروم ماندن از میراث پدر که بر اثر مراوده ٔ اوبا یکی از کنیزان پدرش صورت گرفته بود، دچار پریشان حالی و خبط دماغ شد و چون پریشانی فکر او فزونی مییافت شعر نیکو میگفت . (فوات الوفیات ج ١ ص ١٠٦). و نیزرجوع به عقدالفرید ج ٧ ص ١٨٤ و ١٨٥ و ١٩١ و البیان و التبیین ج ١ ص ٢٩٥ و ج ٢ ص ١٧٨ و ١٧٩ و ١٨١ شود.