جعل کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جعل کردن . [ ج َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) خبر دروغ اختراع کردن . (ناظم الاطباء). هر چیز ساختگی و نااصل را بجای اصل قرار دادن و اصلی جلوه دادن . رجوع به جعل (اصطلاح حقوق ) شود.
فرهنگ طیفی واژهدان
تقلب کردن، برساختن، آب در شیر کردن، وضع کردن، ساختن فریب دادن