جعری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جعری . [ ج ِ ع ِرْ ر ] (ع اِ) کون . دبر. (منتهی الارب ). جعراء. ◄ کلمه ٔ ذم است که لئیم و ناکس را بدان دشنام دهند. ◄ نام یکی از بازیهای کودکان عرب است و آن چنان باشد که دو کودک، کودکی را بر دستهای خود برداشته ببرند. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ).