جعدی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جعدی . [ ج َ ] (حامص ) تجعد. مجعد بودن . پیچیدگی و چین و شکنج در موی . گره در گره بودن موی . مرغولی : اندر باطل کردن جعدی موی . (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ).
جعدی . [ ج َ ] (اِخ ) ابن الندیم کتاب الوقف و الابتداء فی القرآن را به وی نسبت داده است . (الفهرست ص ٥٤).
جعدی . [ ج َ ] (ص نسبی ) نسبت است به جعدةبن هبیرة. (لباب الانساب ج ١ ص ٢٣٩).