جعثن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جعثن . [ ج ِ ث ِ ] (ع اِ) جعثم . بیخ گیاه صلیان . (تاج العروس ) (منتهی الارب ). ◄ گفته اند که ریشه و بیخ همه ٔ گیاهان است . (تاج العروس ).
جعثن . [ ج ِ ث ِ ] (اِخ ) جوهری گوید: نام خواهر فرزدق شاعر است . (تاج العروس ). نام خواهر فرزدق . (منتهی الارب ) (عیون الاخبار) : اء جعثن قد لاقیت عمران شارباً علی الحبة الخضراء ألباف ایل . جریر (از عیون الاخبار).