فرهنگ لغت

جعبه

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(جَ بِ) [ ع. جعبه ] (اِ.) ۱- تیردان. ۲- صندوقچه، هر چیز قوطی مانند. ؛ ~سیاه اسبابی به صورت یک واحد کامل الکترونیکی در وسی له‌های پرنده برای گردآوری اطلاعات از عملکرد وسیله در جریان پرواز، به ویژه در فهم علت سقوط. ؛ ~تقسیم قاب سرپوشیده‌ای برای انتقال یا انعشاب مدارهای الکترونیکی. ؛ ~ابزار جعبه‌ای برای نگهداری و حمل ابزارهای دستی.

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی جعبه | فرهنگ لغت