جشور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جشور. [ ج ُ ] (ع مص )دمیدن صبح . برآمدن و روشن شدن صبح . ◄ غائب شدن و دور ماندن مرد از اهل خود. (منتهی الارب ).
جشور. [ ] (اِخ ) (پل ...) مقاطعه ای است که در دو طرف شرقی اردن و شمالی باشان در نزدیکی کوه حرمون واقع است و دور نیست که جولان شمالی و لجاه را نیز شامل باشد و مقاطعه ٔ مذکوره در حصه ٔ سبط منسی بود.در زمان داود محل معتبر و مستقلی بود و اب شالوم بن داود پس از آن که دل از کار امنون پرداخت بدانجا گریخت و در حدود این مقاطعه جسری بر اردن استوار است که آن را جسر دختران یعقوب گویند. (قاموس کتاب مقدس ).