جشنیان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جشنیان . [ ج ِ ] (اِخ ) قصبه و ضابطنشین بلوک رامجرد فارس است در چهارفرسخی شمال شیراز. (فارسنامه ٔ ناصری ). دهی است از دهستان رامجرد بخش اردکان شهرستان شیراز واقع در ٨٧هزارگزی جنوب خاور اردکان کنار راه فرعی پل خان به کامفیروز. جلگه ای و معتدل است . سکنه ٔ آن ٢٦١ تن شیعه است . آب آن از رود کر و محصول آنجا برنج، چغندر و شغل اهالی زراعت است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٧).
جشنیان . [ ج ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بخش بوانات و سرچهان شهرستان آباده، در دوازده هزارگزی شمال باختر سوریان و ٤٨هزارگزی [ راه ] شوسه ٔ شیراز به اصفهان واقعاست . دامنه . سردسیر. سکنه ٔ آن ٤٩٣ تن شیعه فارسی زبانند. آب آن از قنات و رودخانه تأمین میشود. محصول آن غلات، گردو و بادام . شغل اهالی زراعت و قالی بافی است . راه فرعی دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٧).