جشع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جشع. [ ج َ ش ِ ] (ع ص ) حریص . آزمند. آن که در چیزهاو کارها حرص ورزد. آن که بر حصه و سهم و دارائی دیگران حرص ورزد. ج، جَشِعون . (منتهی الارب ) (المنجد).
جشع. [ ج َ ش َ ] (ع مص ) غالب آمدن حرص . چیره شدن آز. ◄ سخت حریص و آزمند گردیدن . ◄ از فراق دوست بیمناک شدن . ◄ بعد گرفتن حصه ٔ خود را. ◄ بر حصه ٔ دیگری طمع ورزیدن . (منتهی الارب ).