جشاء
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جشاء. [ ج ُ ] (ع اِ) آروغ . باد گلو. بادی که از سیری و نفخ شکم از گلو برآید. جشاءة. جشوء. (از اقرب الموارد). ج، اجشاء، جشآت . ◄ جشاءالبحر؛ موج دریا. (از اقرب الموارد). ◄ جشاء حامض ؛ آروغ ترش . آروغی که از ترش شدن معده و تخمه شدن شخص برآید. ◄ جشاءاللیل ؛ تراکم شب . انبوهی و ظلمت شب . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ).