جزه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جزه . [ ] (اِخ ) از طسوج ساوه، طسوج جبل . (از تاریخ قم ص ١١٨).
جزه . [ ] (اِخ ) قریه ای است از قرای بلوک خفر فارس و زراعت این بلوک از رودخانه مشروب میشود. (از مرآت البلدان ج ٤ ص ٢٢٧). قریه ای است نیم فرسنگی کمتر در جنوب شهر خفر. (فارسنامه ).
جزه . [ ] (اِخ ) نام یکی از پادشاهان جبال است . مشیرالدوله آرد: از پادشاهانی که در جبال سلطنت داشتند و بعد برای اولادشان اسباب استیلای آنها را بر سواد تدارک کردند اینها بودند: ١ - اشک بن جزه بن سیبان بن ارتشاخ بن هرمزبن ساهم بن رزان بن اسفندیاربن گشتاسب . و پارسیها گمان میکنند که او اشک، پسر دارا بود. (از تاریخ ایران باستان ج ٣ ص ٢٥٤٧).