جزع فام
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جزع فام . [ ج َ ] (ص مرکب ) همانند جزع . چون مهره ٔ یمنی : چو کرده برون خنجر جزع فام برآید هزارش عقیق از نیام . (گرشاسب نامه ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جزع فام . [ ج َ ] (ص مرکب ) همانند جزع . چون مهره ٔ یمنی : چو کرده برون خنجر جزع فام برآید هزارش عقیق از نیام . (گرشاسب نامه ).