جزر و مد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جزر و مد. [ ج َ رُ م َدد ] (ترکیب عطفی، اِ مرکب ) بازگشتن آب دریا و بالا آمدن آن و به مجاز، زیر و زبر باشد : شه چو دریاست بی دروغ و دریغ جزر و مدش به تازیانه و تیغ. نظامی . جز به خواری در بخارای دلش راه ندهد جزر و مد مشکلش . مولوی . آن دگر تسخر زدی کز جزر و مد گوهر آورده ست تا ارزان دهد. مولوی . ای عجب چه فن زند او را کشان پیش جزر و مد بحر بی نشان . مولوی .