جزب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جزب . [ ج ُ ] (ع اِ) بندگان . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). یقال : له جزب کثیر؛ ای عبید. و این کلمه اسم جمع است و لفظ مفرد ندارد. (از اقرب الموارد).
جزب . [ ج ِ ] (ع اِ) بهره . (منتهی الارب ) (آنندراج ). بهره و نصیب . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). بهره و لغتی است در جِزْم . ج، اَجْزاب . (از متن اللغة).
جزب . [ ج ُ زُ ] (اِخ ) (ذو...) از قرای ذمار است به یمن . (از معجم البلدان ).