جزبلاله زدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جزبلاله زدن . [ ج ِ ب َ ل َ / ل ِ زَ دَ ] (مص مرکب ) در تداول عامه، فریاد کردن دفعی شیرخوار برای الم صعبی که ناگهان بر بدن او آمده است . (یادداشت مؤلف ). جزبلاله کشیدن . رجوع به جزبلاله شود. ◄ مردن . (یادداشت مؤلف ): الهی جزبلاله بزنی . (یادداشت مؤلف ).