جرمق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جرمق . [ ج َ م َ ] (اِخ ) مفرد جرامق است که نام طایفه ای است . این کلمه عربی ناصحیحی است . (از المعرب جوالیقی ص ٩٤ و ١٠٠ متن و حاشیه ).
جرمق . [ ج َ م َ ] (اِخ ) وادی جرمق . از توابع صیداست و اترج و لیمو بسیار دارد ابوالقاسم حافظ گوید: علی بن حسین بن محمدبن احمدبن جمیع غسانی برادر ابوالحسن در این محل بقتل رسید. (از معجم البلدان ).
جرمق . [ ] (اِخ ) (رباط) نام محلی است . رجوع به تاریخ بیهقی چ ادیب ص ٦ شود.