جرقه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(جِ رَ قِّ) (اِ.)<BR>۱- ریزة آتش که از زغال یا هیزم در حالِ سوختن به هوا بجهد.<BR>۲- برق آنی و کوچک که از اتصال ناگهانی دو سیم برق بوجود میآید.<br>
فرهنگ فارسی معین
(جِ رَ قِّ) (اِ.) ۱- ریزه آتش که از زغال یا هیزم در حالِ سوختن به هوا بجهد. ۲- برق آنی و کوچک که از اتصال ناگهانی دو سیم برق بوجود میآید.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جرقه . [ ج ِ رِق ْ ق َ ] (اِ) خدرک . شرر. شراره . ابیز. استاره . ستاره . (یادداشت مؤلف ).
واژگان فارسی سره واژهدان
درخش، اخگر