جردوی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جردوی . [ ج ُ دَ ] (اِخ ) قریه ای است از قرای ولایت ترشیز که باغهای فراوان دارد این قریه از آب قنات مشروب میشود و آبادی آن از قدیم است . میوه های سردسیر دارد و دوازده خانوار سکنه دارد. (از مرآت البلدان ج ٤ ص ٢١٩). و مؤلف فرهنگ جغرافیایی ایران آرد: دهی است از دهستان بالا ولایت از بخش حومه ٔ شهرستان کاشمر.این ده در ششهزارگزی باختری کاشمر قرار دارد. محلی است جلگه و معتدل و ٦٤٣ تن سکنه ٔ شیعه مذهب و فارسی زبان دارد. آب آبادی از قنات تأمین میشود و محصول آن غلات و میوه ها و زیره و پنبه و شغل اهالی زراعت است . راه ماشین رو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).